تبليغاتX
# عشق و عاشق #

# عشق و عاشق #

لب و عشق و عاشقی . خدا و تنهایی . خون دوست داشتن و دوستی . چرا ؟

بازم عید خودم نوشتم

بازم یه عید دیگه . بازم یه نوای عاشقی یه سرور دیگه بازم بغزه یه گریه ناتمام توی گلو من . بازه بچه های کوچیک توی گوچه پسکوچه های شهر بازه شلوغی بازه عیدی گرفتن از دست مادر بزرگ با زم خندیدن بی دلیل . بازم دور هم بودن خانواده در هنگام سال تحویل بازم صدای ناقاره های شبانگاهی بازم خوندن زیر لب یا مقلب قولب والبصار ..... بازم به فکر بودن اقوام با شادی بازم بوی گل شب بو توی گوچه محلمون بازم بوی شکوفه در خت نارنج . بازم فصل توت و البالو . بازم غم بازم شادی

بازم یه و یه سال وی که با ماهی قرمز روی سفره ی هفت سین بازم بوی بهار بوی شکوفه های سبز روی درخت چه های نارنج . بازم بو گل شب بو پیچیده تو گوچه ارغوانی بازم سفر های نوروزی . بازم خوندن از نوای عاشقی بازم یه بغز . یه گریه ناتمام . خونه ی مادر بزرگ هنگام سال تحویل بازم بچه های گوچه با اون توپ فوتبال . بازم نگه نقاب دار مردم . بازم شلوغیا در پیاده روی خیابان . بازم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 14:40  توسط میلاد یا آریا  | 

خاطراتی در پیاده رو نویسند خودم یه داستان خیالی

نگران نبودم ازاین که شب بشه .توهمی که داشتم ناشی از وتکای 0/45 درصدی بود.

تمرین مرگ میکردم هر لحظه دم به دم توی پیاده رو های تهرانی یا طهران

اسفالت سیاه .آسمون خودم برام دهن باز کرده بود . می خندید!!! هر هر هر

بی دلیل...

توی این خیابون یکی نبود با ماشین منو زیر بگیره.

چراغ های خیابون یک نفس برام سوسو میزدند .زمزنه من این بود.مرگ

نعره های بریده برید  شبهنگام توی کوچه های شهر . با بوسه زدن سیگار دم به دم

نبینی رنگ غصه ستاره ها هم کاره خودشونو میکردن می دونی که چی میگم؟؟

اقا ماه هم بی قل قش توی آسمون بود کسی کار بکارش نداشت. راحت اصلا آسوده

آکسوسوار از همه چیز می گذشتم به قول معلم.از این جهان از همین آسمون خودم و این دوستم زمین . یه پلک زدم و ال و..

دود خالی کردم.خالی ازهر گرفتاری مشغله ای .... غافیه ها رو میخواستم جور بیارم ؟؟؟!!!!

 ولی نمی شده . در صدش کم بود بخاطره این . سر خوردی یا سرت دادن روی سرسرای زمانی که آخرش معلوم نیست .  وای یادم اومد پسرم همیشه از زنگ انشا واهمه داشت پس بی دلیل نیست دلیل داره .

تا حالا پیش خودت فکر کردی علم بهترست یا ثروت نظرت چیه ؟ همراه یه چیشمک قیافه قیافی علامت سوالی ؟؟/////؟/؟

نترس از این سوال . این سوال که ترس نداره . باشه دیگه حرفش نمیزنم باشه

دهنم روبستم !
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 22:1  توسط میلاد یا آریا  | 

بهار

بهار اولین فصل از فصل‌های مناطق معتدل است. در نیمکرهٔ شمالی زمین، این فصل منطبق با سه ماه فروردین، اردیبهشت و خرداد (براساس تقویم خورشیدی جلالی) است.

بسیاری از مردم فصل بهار را آغاز زندگی دوبارهٔ طبیعت می‌دانند. در فصل بهار حیواناتی که دارای خواب زمستانی هستند، و همچنین، درختان از خواب زمستانی بیدار شده و زندگی را دوباره آغاز می‌کنند. حیوانات نیز در این فصل شروع به تولید مثل می‌کنند.

بهار واژه‌ای فارسی است، که در فارسی میانه و فارسی نوین به همین شکل بوده‌است.

در برخی از کشورها، مثل ایران و افغانستان، به این فصل بسیار اهمیت می‌دهند، به طوری که، حتی، سال نو آن‌ها در این فصل و با رسیدن خورشید به نقطهٔ اعتدال بهاری (اول فروردین، مطابق با ۲۰ مارس) شروع می‌شود. آن‌ها شروع این سال را با مراسمی به نام نوروز جشن می‌گیرند که سیزده روز طول می‌کشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 13:32  توسط میلاد یا آریا  | 

بر اثر دیدن این عکس چه حسی به شما تهمیل می شود ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 21:45  توسط میلاد یا آریا  | 

از خودم برای شما میگم

بهار هم اومد مثله ریختن برگای پاییزی . کوچه تنگ و تاریک بدونه یه سیگار روشن دوست ندارم .رفتن زیر

 بارون رو بدونه چتر دوست ندارم هنوز گیاه های حرزه کناره کوچه رو میبینم که توی زاویه ۹۰ درجه

  دیوارجا باز کرده اند. از دور بوی عید به مشامم می رسه بوی عیدی بوی گل شب بوی خونه ی

   همسایه    تصور کن تصویر سازی کن توی ذهنت . بهترین بو خوب توی زندگیم همین بوی گل شب بو بود .

شب چهار شنبه سوری اخرین هفته ما ما ما ما ایرانیان    تو مال من زردی من مال تو کنعایه از زشتی پلیدی انسان تقدیم به اتش

امشب از همون شبایی بو که با د موسومی از جنوب به شمال می وزید . هوا تاریک بود هلناک در

کوچه سر و حس تردید امیز در امیخته با توهم و گرسنگی و  گیجی  و منگی

باز هم مینویسم از شادی غم این تصاد بین انسانها است که باعث خلق بشر شده است

 

زمین و اسمان .... سرد و گرم  ..... ابی و قرمز ..... بدی و خوبی ..... گناه و ..... مرده و زنده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 21:43  توسط میلاد یا آریا  | 

خواص سنجد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2icon2

میوه سنجد از زمانهای گذشته در سبد غذایی ایرانیان جا داشته و در اعیاد سنتی به آن توجهی خاص مبذول شده است. امروزه از درخت سنجد و میوه آن در صنایع غذایی، بهداشتی، دارویی، عطرسازی و صنایع چوب استفاده می‌شود. نام علمی سنجد «Elaeagnusan gastifolial» است و رویشگاه این درخت بدلیل سازگاری آن با محیط‌های مختلف در اغلب نقاط كره زمین از جمله آمریكای شمالی، اروپای شرقی و غربی، آسیای مركزی و شمالی و … است.

به طور كلی ۳ نوع درخت سنجد در دنیا وجود دارد كه ۲ نوع هلاگنوس و هیپوفار در ایران موجودست. درخت سنجد هلاگنوس به دلیل درشتی میوه‌، قامت بلند، نداشتن خار و برگهای پهن به درخت سنجد هیپورفیا برتری دارد.

خواص درخت سنجد در تمام اندامهای آن منتشر شده است و ریشه، چوب، پوست و میوه آن دارای خواص دارویی و صنعتی متفاوتی است از پوست درخت سنجد یك ماده شیمیایی دارویی مهم به نام تتراهیدروآرمور - متیل - N استخراج می‌شود. از برگ درخت سنجد آلكانویید استخراج می‌شود كه در صنایع داروسازی كاربرد دارد. اسانس گل سنجد در صنایع داروسازی و آرایشی و عطرسازی بكار می‌رود.
 درخت سنجد دارای 3 قسمت برون بر (پوست قهوه‌ای رنگ)، میان‌بر (آردی شكل) و درون بر (هسته چوبی و سفت آن) است كه قسمت میان‌بر و درون بر آن دارای ارزش غذایی فراوان است. در قسمت میان‌بر 2 نوع قند گلوكز و فروكتوز، 7 نوع چربی اشباع شده و اشباع نشده وجود دارد.
در قسمت درون بر سنجد 17 نوع آمینواسید و مقداری پروتئین وجود دارد كه هر یك از این آمینواسیدها خواص دارویی بسیار مفیدی دارند بطوری كه می‌توان گفت میوه سنجد یك میوه دارویی صفراست. این میوه در طب سنتی به عنوان تانن قابض است بنابراین در معالجه بیماریهای دندان، لثه و اسهال و در درمان زخم معده موثر است و می‌تواند از خونریزی جلوگیری كند.
اگر آرد و هسته‌ میوه سنجد با هم آسیاب شود مصرف خوراكی آن بیماری آرتروز را درمان می‌كند. مصرف سنجد براى درمان و جلوگیرى از عوارضى مثل «قى»، اسهال صفراوى، زخم روده، سرفه‌هاى حاد گرم، سردرد و اثر رطوبت نافع است. سنجد مقوى قلب و برطرف كننده تب و لرزهاى سرد در بیماریهاى سینه مثل تنگى نفس، زخم ریه و عوارض دماغى محسوب مى شود.
سنجد براى درمان بیمارى هاى كبدى مانند زردى و یرقان مفید است و سنجد پخته شده به طور كامل (پوست - گوشت - هسته) در روغن زیتون به صورت خوراكى جهت درد مفاصل، خارش پوست و رشد مو توصیه شده است. 
 عرق شكوفه سنجد، ضد نفخ مؤثرى براى معده مى باشد. یكی از دانشمندان گفته است میوه سنجد گوشت براستخوان مى رویاند و انسان را فربه مى كند. پوست را تقویت كرده و كلیه ها را گرم نگه داشته و مانع از تكرر ادرار مى شود. در هند از روغن هسته آن لعوق یا شربت غلیظی درست می کنند که در التهاب غشاهای مخاطی همراه با ترشح همانند انواع زکام و نیز در موارد عفونتهای برونشها مصرف می نمایند.
در اسپانیا از شیره گل سنجد برای قطع تب های مهلک و خطرناک استفاده می شود. میوه سنجد از نظر طب سنتی،طبیعت سرد و خشک دارد و مقوی و مفرح است،ضد تهوع و صفرا بر نیز می باشد. سنجد به ویژه خام آن برای بند آوردن اسهال نافع است.
 جوشانده گل سنجد برای بیماریهای دماغی مانند فلج و کزاز و نیز برای قلب و زخمهای ریوی و تنگی نفس مفید است و برای تقویت معده و کبد و باز کردن گرفتگیها و تحلیل گاز معده و یرقان نافع می باشد.
 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 20:14  توسط میلاد یا آریا  | 

خیلی خیلی عارفانه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

چند عکس سیاه سفید در ادامه مطلب .....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 11:22  توسط میلاد یا آریا  | 

من بازیگر دوست داشتنیم اینه . شما چه طور ؟

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 15:33  توسط میلاد یا آریا  | 

سرنوشت

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

دلم گرفت ازآسمون        
هم اززمین هم اززمون    
توزندگیم چقدرغمه          
دلم گرفته ازهمه               
ای روزگارلعنتی                  
تلخه بهت هرچی بگم             
من به زمین وآسمون                
دست رفاقت نمی دم                   
امشب ازاون شباست که من            
دوباره دیونه بشم                            
تو مستی وبی خبری                            
اسیره میخونه بشم                                
امشب ازاون شباست که من                         
دلم می خواد داد بزنم                                  
تو شهراین غریبه ها                                      
دردم وفریاد بزنم                                            


+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 14:25  توسط میلاد یا آریا  | 

معنی زندگی... ؟

۱.معنی لغوی

2.معنی حرف به حرف آن

3.معنی فلسفی

-فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
-----------------------------------------------------------------------------------------------------

1.معنی لغوی آن:

یعنی آزمایش انسان

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
-------------------------------------------------------------------------------------------------------

2.معنی حرف به حرف آن:

ز-زنده بودن

ن-نداشتن غم

د-دنیارو داشتن

گ-گرفتاری نداشتن

ی-یکی بودن

-فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
------------------------------------------------------------------------------------------------------

3.معنی فلسفی آن:

هر انسان از زمانی که به دنیا می آید تا وقتی از دنیا می رود سر نوشتی را برای خود به رقم می زند چگونه رقم زدن این سر نوشت دست خود فرد است.بعضی ها این سرنوشت را به فساد وتباهی می کشن که به نظر من بدترین شکل زندگی کردن است. بعضی ها نیز درسرنوشت خود راه خدارا درپیش می گیرند به نظر من بهترین شکل زندگی کردن است. وبعضی ها نیزدو رو هستند یعنی خود را فردی با ایمان معرفی می کنند اما ولی دراصل بد وفاسد هستند من بشخصه از این جورافراد متنفر هستم

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 18:16  توسط میلاد یا آریا  |